پرنسس مامان وبابا آنيسا
X

 

دخترم

 

هرچه قدر مغرورتر باشی

 

تشنه ترند برای با تو بودن.....

 

و هر چه دست نیافتنی باشی

 

بیشتر بدنبالت می آیند.....

 

امان از روزی که

 

غرور نداشته باشی

 

و بی ریا به آنها محبت کنی....

 

آنوقت تو را هیچ وقت نمی بینند....

 

ساده

 

از کنارت عبور میکنند...!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

[ يکشنبه 24 آبان 1394 ] [ 21:27 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

عکسهای متفرقه

عروسیه پسر دختر عموی مامان جون بود که رفته بودیم

با مامان جون اینا رفته بودیم از روستای عنصرود گردو بخریم که طبیعتش عالی بود چنتا عکس ازت گرفتم

اینجا هم سوار اتوبوس هستیم داشتیم از بازار برمیگشتیم

هوا وحشتناک سرد بود پاپوشامونم مامان جون بافته داریم کنار شومینه گرم میشیم خخخخ

دوستای مهد قرآنت باهم رفته بودیم بازار گردی

 

[ شنبه 6 خرداد 1396 ] [ 20:27 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

دختر کلاس اولی من(عکسهای مدرسه)

وروجک مننننننننننننننننننننننننننمحبت

زنگ ریاضی و تمرین سودوکو...دوستت یسنا

زنگ علوم

اینم زنگ علومه  خانم معلم به روش تصویری بهتون علوم رو یاد میداد

و باز هم زنگ علوم رفته بودین گیاه شناسی

دست خطط ماشالاه خیلی خوش خطی از حاجی بابا به ارث بردیچشمک

جشن تولد یکی از همکلاسیهات که مامانش کیک پخته بود و آورده بود کلاستون

ماه محرم بود و این آقا اومده بود براتون حرف بزنه

دوستات از چپ باران.ملیکا و شما

صدا کشی کلمات

جمله نویسی همه جمله هارو خودت میگفتی عزیزم

درس ریاضی شما و سلوا

اینم معلمتون گفته بود که حاجی بابا برات درست کرد هر کدوم از این کتابا یه کتاب داستان هستش که خانم معلم از بچه ها میپرسید که مثلا کدوم شماره از کتاب داستان رو براتون بخونم که شماها هم یکیشو انتخاب میکردین و خانم معلم براتون میخوند.

این رو هم حاجی بابا درست کرده بود هر حرفی رو که یاد میگرفتین خانم معلم میچسبوند به این دختر خانم خخخ

اینها رو هم حاجی بابا برای مدرستون نوشته بود

زنگ فارسی که درس تشدید رو خانم معلم درس داده بود و قرار بود تو نمازخونه نمایش بدین و شما شده بودین مربا فروش

جشن یلدا

خانم معلم املا گفته بود در مورد آتشنشان که آخرای سال متاسفانه زیر آوار ساختمان پلاسکو موندند

خانم سهرابی معلم نقاشیتون گفته بود در مورد روز اول مدرسه نقاشی بکشین که شما هم اینو کشیده بودین

از راست باران آنیسا هلیا

12 اردیبهشت روز معلم

آخرین روزهای مدرسه 96.2.25

از چپ باران.آنیسا.اون گوشه که نصفیش افتاده مهلا.نسترن.ملیکا.محیا.یسنا

آنیسا.باران.سامیه.سودا.

از راست  ایستاده مهلا .آنیسا.نشسته از پایین سودا.آیسان.سامیه.سارینا.سلناز .اون یکی رو هم نمیشناسم

از چپ مبینا.شادلین.تینا اینا سه قلو هستن .سلوا.سودا.آنیسا.مهلا

 


 

[ شنبه 6 خرداد 1396 ] [ 20:14 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

تولد 7 سالگی آنیسا جون


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ سه شنبه 2 خرداد 1396 ] [ 20:58 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات مهر ماه و اولین روز مدرسه


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ سه شنبه 2 خرداد 1396 ] [ 20:29 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات شهریور ماه95


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ] [ 22:24 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

عکاسی در فضای آزاد

عکاس پسرعموی عزیزم فرهاد

[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ] [ 22:02 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات مرداد ماه95


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ] [ 21:54 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات تیر ماه95


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 20 ارديبهشت 1396 ] [ 21:19 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات تابستان 95قسمت دوم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ سه شنبه 19 ارديبهشت 1396 ] [ 15:10 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات بهار و تابستان 95 قسمت اول


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ جمعه 1 ارديبهشت 1396 ] [ 16:07 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 20 صفحه بعد