دخترم

 

هرچه قدر مغرورتر باشی

 

تشنه ترند برای با تو بودن.....

 

و هر چه دست نیافتنی باشی

 

بیشتر بدنبالت می آیند.....

 

امان از روزی که

 

غرور نداشته باشی

 

و بی ریا به آنها محبت کنی....

 

آنوقت تو را هیچ وقت نمی بینند....

 

ساده

 

از کنارت عبور میکنند...!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

[ يکشنبه 24 آبان 1394 ] [ 21:27 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات خرداد 95

سلام دختر نازم

عزیزم امروز اومدم خاطرات ماه خردادمون رو بنویسم تو این ماه اتفاقات خوب و شیرین زیادی داشتیم یکیش این بود که از شمال پسرداییم اینا اومده بودن و یه دختر کوچیک بنام دینا داره که تو این چن روزی که تو تبریز بودن شده بود همبازیه تو گاهی بازی گاهی هم قهر میکردینچشمکیه روز هم با مامان جون اینا رفته بودیم روستای آماغان که یک جای خوش آب و هوای تبریزه که خیلی بهمون خوش گذشت چن روز مونده به ماه رمضون هم که رفتیم عروسیه دختر خاله بابا رضا که حسابی با بچه ها شیطنت کردین روز بدی هم که داشتیم واقعا خیلی بد بود عروسی که رفته بودیم شب رفتیم عروس رو برسونیم خونشون اونجا با بچه ها تو حیاط داشتی بازی میکردی بعد که عروس رفت  خونش ما هم دیگه خواستیم برگردیم دیدم نیستی همه جا رو زیر رو رو کردیم هیچ جا نبودی دیگه داشتم دیوونه میشدم با خودم فکرای بد میکردم هر چه قدر صدات میکردم جواب نمیدادی همه بسیج شدن تا پیدات کنن و منم همش داشتم گریه میکردم تا اینکه گفتن تو ماشینی به قدری عصبانی شده بودم که فقط میخواتم بزنمت که حرفمو گوش نمیکنی و پیشم واینمیستیعصبانیاما اطرافیان نذاشتن دعوات کنم خندونکدیگه اینکه  روز دوم ماه رمضون حاجی بابا افطاری برد بیرون هفته دوم ماه رمضون هم خونه آنا افطاری دعوت بودیم و.......

پایین عکسا توضیحات رو میدم

آنیسا و دینا کنار کیکی که به مناسبت تولد پسرداییم پخته بودمخوشمزه

برج شهر

طبیعت زیبای آماغان

با باباجون داشتین منقل رو آماده میکردین

عاشق حیووناتی هر جا  ببینی میری طرفشون این مرغم خیلی بانمک بود

 

و بالاخره بعد از ساعتها تلاش تونستی سوزن رو نخ کنقه قههقه قهه

شما و دینا با بالش و پتو واسه خودتون تخت درست کردین

رفته بودیم بازار تا برات کفش بخرم

اینم کفشای خوشگلت

با دوستای مهد قرآنت قرار گذاشته بودیم

بازی با برف شادی

زهرا.آنیسا.احمد رضا.احسان.فردین

میخواستیم بریم پارک منظریه

اینجا زیر درخت توت هس که شده مخفیگاه شما هر بار میریم پارک حتما باید داخلش بری

یه روزم با سوسن جون قرار گذاشتیم بریم پارک  عزیزای دلم علیسان وسویا.آنیسا بوس

یه بار هم رفته بودیم دفتر بیمه ی خاله

یه بار غروبی حوصلت سر رفته بود  حاضر شدیم و دوتایی رفتیم مجتمع ستاره باران که تازه افتتاح شده

ایجا هم دادیم یه خانوم صورتتو گریم کنه طرحشو خودت دادی عسلمبوس

اینجا هم یه فروشگاه اسباب بازی هس که از این لگو خوشت اومده بود رفتی و ازم خواستی ازت عکس بگیرم در ضمن عروسک با یه اسب هم خریدیآرام

عروسیه دختر خاله بابا رضا.....شما و میلاد

آنیسا.دیانا.ملیسا

عشقمییییییییییییییییییییییییییییییییییییییبغل

شهر بازی باغلارباغی

عاشق این وسیله بازی هستی هر بار میریم باید سوار شی حتماخندونک

خونه آنا

وعکس پایانی این پستمون .....چند روز پیش تگرگ میبارید به چه وضعی که شما مایو پوشیدی و رفتی زیر تگرگاکچل

 

 

 

 

 

 

 

[ يکشنبه 6 تير 1395 ] [ 20:10 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات اردیبهشت 95


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ شنبه 8 خرداد 1395 ] [ 13:01 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات فروردین ماه 95


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ شنبه 8 خرداد 1395 ] [ 12:22 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

عکسای جامونده اواخر94


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ جمعه 24 ارديبهشت 1395 ] [ 22:23 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

سیزده بدرمون


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ جمعه 24 ارديبهشت 1395 ] [ 22:11 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات نوروز 95 قسمت سوم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ پنجشنبه 23 ارديبهشت 1395 ] [ 22:22 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات نوروز 95 قسمت دوم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 8 ارديبهشت 1395 ] [ 20:39 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات نوروز95 قسمت اول


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ پنجشنبه 19 فروردين 1395 ] [ 14:31 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات اسفند 94+قراروبلاگیمون در رستوران و پارک


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ جمعه 21 اسفند 1394 ] [ 18:32 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

خاطرات بهمن ماهمون+قرار با دوستای وبلاگیمون در ایل گلی


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



[ چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 21:29 ] [ مامان آنيسا ]
[موضوع : ]

[ ]

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 18 صفحه بعد